۰۸ شهریور، ۱۳۸۳


ماروين مينسکی۱ ، پايه گذار هوش مصنوعي، عقيده دارد که تجربه زيبايی يکی از راههای طبيعت است برای اينکه حافظه ذهن ما را برای مدتی به روی دريافت "دانش منفی" ببندد. منظور او اين است که منظر زیبایی، یک علامت به فکر ماست،که برای مدتی دست از آناليز کردن، انتقاد و ارزش گذاری بردارد. زيبايی يکی از معدود تجربه هاييست که به ما اجازه میدهد، به حکم عقلمان "نه" بگوييم. زيبايی تسلی ميدهد و مست ميکند،و درک انتقادگر ما را برای مدتی از کار مي اندازد.

عکس العمل ما در برابر زيبايی يک حقه مغز ماست، و نه نتيجه فکر کردن ما درباره خودمان! نيروی فکر ما از اين نياز طبيعی شکل گرفت که مشکلات مربوط به زنده ماندن و توليد مثل را حل کند.منظر جفت سالم و آماده برای جفت گيری را "زيبا" ، يا کودک ناتوان و کوچک را "با نمک"ديدن، نشانه همين کار فکر است. با وجود همه تنوع مد و سليقه، تقريبا در همه فرهنگها، چشمان درشت، موهای براق ،پوست صاف و بدون چروک و لک، فرورفتگی کمر يک زن يا سينه قوی يک مرد نشانه جذابيت است(خودم:در واقع چيزهايی که نشانه سلامت است) ،در واقع زیبایی یکی از راههای ادامه حیات (بوده) است.

کندی فریزر ۲، منتقد فرهنگی مینویسد، که عشق ما به زیبایی، لذتیست که ارزش چشیدنش را دارد ، اما فراموش نکنیم که زیبایی یک منبع شادی، اما مطمئنا تنها منبعی نیست که در اختیار ماست. زیبایی قابل روئیت ،در دنیای حواس ما در درجه اول قرار ندارد؛ ما به همان شکل تحت تاثیر یک صدای زیبا، حالتهای دعوت کننده ، یا حتی بوی دیگران قرار میگیریم، که گاهی حتی آگاهانه هم نیست. چهره،حتی در دنیای ظاهری نیز ، تنها نوع جذابیت نیست.
اما ما هنوز در برابر اين سوال ايستاده ايم که چطور با زيبايی برخورد کنيم، و چرا بايد اصولا در موردش فکر کنيم؟هر چه باشد، زيبايی يک بي انصافی بزرگ است چرا که توسط ژنها تعيين ميشود.

دانايي،تواناييست:ما هر چه بيشتر در باره طبيعت انسان بدانيم، بيشتر ميتوانيم اميدوار باشيم که ناهماهنگی ها را بررسی کنيم و خودمان را تغيير دهيم. وجود اين اصل که يک تمايل، مادرزاديست، به اين معنا نيست که محيط، فرهنگ و تربيت نتوانند در آن تغییر اساسی بدهند. همه غرایز ما اجبارا خوب نیستند،اما ما میتوانیم با آنها رو به رو شویم.چطور میتوانیم با زیبایی برخورد کنیم؟ به این فکر کنیم ،که زیبایی به ما چه میگوید: زیبایی به ما میگوید که نیاکان ما، در زمان جفت گیری به چه چیزهایی اهمیت میداده اند، میگوید که آیا یک شخص‌ آماده برای جفت گیری، سالم، وقوی هست، و احتمالا فرزندان سالم و قوی تولید میکند یا نه(حد اقل این اطلاعاتی بوده که زیبایی در گذشته میداده است، تا زمانی که آنقدر در آن دست بردیم که ارزش اطلاعات رسانی آن کاهش پیدا کرد) .این اطلاعات در آغاز پیدایش بشر اهمیت بسیاری داشته است، و به همین خاطر مغز ما برای دریافت این علامت ها تکامل پیدا کرد.اما در دنیای مدرن امروز، که ما هر روزه به افراد غریبه برخورد میکنیم، و انسانهای بسیاری را میبینیم ، باید سعی کنیم افسار این گیرنده ها را در دست بگیریم.شاید بهترین حالت این باشد که گاهی از تحریک این حس خود لذت ببریم، زمان کوتاهی در لذت آن مست باشیم، و لی بعد واقعیت را در نظر بگیریم، و از کنارش رد شویم.این شاید در اختیار گیرنده های مغز ما نباشد،ولی در اختیار خود ما هست.
سياست زيبايی به يک فرم جديد احتياج دارد، به فرمی که آزاد باشد از حمله های مخالفان زيبايی ، همانطور که آزاد ازپرستش بدون فکر و بی اندازه زيبايی.اين تصور که زيبايی اهميتی ندارد، يا صرفا يک پديده فرهنگيست، فقط يک افسانه است.ما بايد زيبايی را بفهميم، در غير اين صورت برای هميشه برده آن خواهيم بود.

با تخليص و تحريف
نويسنده : نانسی اتکوف ۳،متخصص رشته روانشناسی در مدرسه هاروارد در بوستون.
انتشار: مجله "روانشناسی امروز" ۴ ،آوريل ۲۰۰۱
۱ـMarvin Minsky
۲ـKennedy Frazer
۳ـNancy Etcoff
۴ـPsychologie Heute, April 2001

۰۶ شهریور، ۱۳۸۳


چرا در برابر زيبايی نميتوانيم مقاومت کنيم؟

ما نسبت به زيبايی عکس العمل نشان ميدهيم؛عکس العمل "مثبت". به انسانهای زيبا حق تقدم ميدهيم، آنها را اخلاقي تر و باهوشتر مي پنداريم، و با آنها برخورد بهتری داريم. اشتباه است اگر خود را مقصر بدانيم،چرا که ظاهرا اين حس ما در برابر زيبايی يک ميراث تکامل است.ولی اين واقعيت ما را از مسئوليت پذيری مبرا نميکند: ما بايد به اين ضعف خود در برابر زيبايی آگاه باشيم و با آن برخورد "پخته تری" داشته باشيم.احتياجی نيست که بر ضد زيبايی بجنگيم، ولی نگذاريم که در اسارت کامل آن دربياييم.

ارسطو در جواب اين سوال که چرا انسانها به زيبايی جسمی تمايل دارند جواب داد:"هيچکس نمی تواند اين سوال را مطرح کند، مگر اينکه کور باشد" .زيبايی قلب را جادو و مغز را تسخير ميکند و آتش احساسات را برمي انگيزد. از دوران پلاتون تا زمان عکاسی مدرن امروز، زيبايی انسان، برای سيراب کردن ميل بی انتهای ما به زيبايی کامل، به تصوير در آمده است.

ولی ما در دوران "زيبايی زشت" زندگی ميکنيم، دورانی که در آن زيبايی از نظر اخلاقی مورد سوال است، و زشتی نوعی جذابيت جسورانه دارد. زيبايی به همان اندازه که برايمان شکل واقعی دارد، رويايی نيز هست. از سوي ديگر اين پرستش زيبايي نوعی راه فرار از واقعيت است، اين کودک درون ماست که حاضر نيست وجود دنيای با اشکال را بپذيرد ، با اين کليشه که: "زيبايی را از چشم بيننده بايد ديد" ،در واقع منظورمان اين است که زيبايی آن چيزيست که ما از آن خوشمان ميايد(با اين معنی که:قابل توضيح نيست) (توضيح خودم: بعدا خواهم نوشت که اين جمله کليشه ای کاملا درست نيست!)

۱۹۹۱ نائومی ولف۱ اين نظريه را داشت که زيبايی به عنوان يک عنصر عينی و جهانی وجود ندارد، بلکه نوعی سرمايه است که در سيستم سرمایه داری از سوی سياستمداران ساخته ميشود، جديدترين شکل مذهبی نو٫ که ميتواند تسلط مردان را استوار نگه دارد، نوعی اختراع صنعت مدرن که زنان را به گوشه خارج از محدوده قدرت (جايی که مردان ميخواهند) ميراند، و از سويی ديگر منافع هنگفت مادی نيز در بر دارد... اما در مقابل اين نظريه بايد گفت که انسانها در تمامی ادوار به نام زيبايی خود را رنگ آميزی کرده اند، حلقه به خود آويخته اند، موهای خود را تراشيده اند، خود را به انواع گوناگون تزئين کرده اند، و بدن خود را به نمايش گذاشته اند.و اکنون نيز به خاطر زيبايی سختترين راهها را ميروند، سرمايه زيادی صرف ميکنند، و آنقدر در اين راه ريسک ميکنند گويا زندگيشان به اين مسئله وابسته است! برخی قبيله های صحرای کالاهاری۲ آفريقا، حتی در دوران خشکسالی و گرسنگی ، از چربی برای زیبایی پوست خود استفاده میکنند.در آمریکا پولی که خرج زیبایی میشود، بیشتر از پولی است که صرف خدمات اجتماعی و تحصیل میشود.آمار عملهای جراحی پوست،سینه، کشیدن چربی، و غيره شگفت انگيز است(خودم:از آوردن آمار به خاطر طولانی شدن مطلب خودداری ميکنم)

آيا دنيا دچار يک جنون همگانی شده است؟ يا در پس اين ديوانگي، متد خاصی نهفته است؟همه ما در دل خود ميدانيم که:هيچکس
نميتواند در مقابل زيبايی مقاومت کند.حتی اگر تمام مجله های مد،وعکسهای مدلهای زيبايی را در آتش بسوزانيم، در فکرمان همچنان تصوير چهره و بدن زيبا ساخته خواهد شد، و به دنبال آن، آرزوی آنکه خود نيز همانطور زيبا باشيم.همسر روزولت،رئيس جمهور آمريکا، در جواب اين سوال که در زندگيش به چه چيزی غبطه خورده است، پاسخ داد که آرزو ميکرد زيباتر بود. اين جواب تکان دهنده ايست برای يکی از محبوبترين و مورد توجه ترين زنهای عصر خود. که زندگيش از بسياری جهات کامل بوده است.
چهره ما، قسمت ظاهری وجود ماست، که در چشم اطرافيان ما، آئينه قسمت نامرئی درون ماست!اين ادعا شايد غير منصفانه باشد، و با معيارهای اخلاقی ما جور در نيايد، ولی اين دليل بر درست نبودنش نيست.

هر فرهنگي،فرهنگ زيباييست، همه جا زيبايی يک نيروی عظيم تکان دهنده بوده و هست. هر تمدنی به زيبايی ارزش ميدهد، تلاش زيادی برای آن ميکند، و در آخر دچار عواقب کمدی_تراژدی چنين تلاشی ميشود. حکومتهای بسياری قوانينی بر ضد لباسهای گرانقيمت صادر کرده اند، کليسا بر ضد شيک پوشي تلاش کرد(خودم: و البته اسلام و خيلی اديان ديگر هم!)، پزشکان به بيماران خود ، در مقابل خطراتی که به نام زيبايی به سلامتی خود وارد ميکنند، اخطار دادند....هيچ کدام فايده ای نداشته است! گر چه يک نارضايتی بزرگ فرهنگی در باره داد و ستد زيبايی وجود دارد، ولی کوچکترين نشانه تغيير در اين وضع ديده نميشود. چرا که ميل به زيبايی در غريزه ما نهفته است، به انسان امر کردن اينکه از زيبايی لذت نبرد، درست مانند اين است که از او بخواهيم از غذا خوردن ، يا از سکس ، يا از عشق لذت نبرد.

ادامه دارد....

با تخليص و تحريف
نويسنده : نانسی اتکوف ۳، از کتاب منتشر شده اش با نام: تنها زيباترينها زنده ميمانند
انتشار: مجله "روانشناسی امروز" ۴ ،آوريل ۲۰۰۱



۱-Naomi Wolf
۲ـKalahari
۳ـNancy Etcoff
۴ـ April 2001,psychologie Heute

 
Home
Email
 
 
 

پسیو‌اگرسیو، پرخاشگری منفعلانه

از جدایی

هنر معذرت خواهی‌ (۳)

توهم دانايى

چرا موتسارت بچه‌ها را باهوش نمی‌‌کند

در باب همدلی

دام هارمونی (۲)

‌دام هارمونی (۱)

سرچ می‌‌کنی‌ یا هنوز فکر می‌‌کنی‌؟

آیا اندرز خوبی به ذهنت رسیده است؟...آنرا پیش خودت نگه دار!

هنر با خود تنها بودن

چطور با موفقیت شکست بخوریم

هنر معذرت خواهی (۲)

هنر معذرت خواهی (۱)

ترس از رابطه (۲)

ترس از رابطه (۱)

دام کمال‌گرايی (۲)

دام کمال گرایی(۱)

خشونت خانگی علیه زنان

از خاطره و حافظه (۱)

تمجيد‌های مورد ترديد

آخر اشتباه من کجاست؟

ترس مردان از احساسات

دو تا در عشق کافی نيستند

شما یك ایمیل جدید دارید

ای لحظه، بمان!

حیوون سكسی و دغدغه مسئولیت!

هنر دعوا کردن (۲)

هنر دعوا کردن(۱)

کافکای عاشق پیشه

اخلاق(۲)

اخلاق (۱)

روابط موازی(۲)

روابط موازی(۱)

کمی هم از مردان بشنویم!

اسطوره خون آشامها

آیا پول خوشبختی می آورد؟

فیلسوفهای کوچک، سوالهای بزرگ

به ایدز شانس ندهیم

سکسوالیته ( ۳): اولین بار-قسمت اول

تاپ سیکرت(۲)

و همین لباس زیباست نشان آدمیت؟

تاپ سیکرت(۱)

طنز

آزمایش میلگرام…

خوشبختی دوستی واقعی

هنر بزرگ شدن

سکسواليته (۲) : زنان و خود ارضايی

وقتی عشق سردتر مي شود

قدرت اکثريت

هنر، برای خواستگاری

سکسواليته(۱) : پدوفيلی

وبلاگ: هر نفر يک ناشر؟

شستشوی مغزی

وحشت زده

قویترین میل جهان

شانس

رويا(۲)

رويا(۱)

چند کلمه حرف حسابی!(۲)

دخترهای حرف گوش کن، پسرهای شرور

چند کلمه حرف حسابی!(۱)

دروغ(۲)

دروغ(۱)

…انتقام

زیبایی(۳)

زیبایی(۲)

زیبایی(۱)

 
Enter your Email


Preview | Powered by FeedBlitz
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • اوت 2004  
  • سپتامبر 2004  
  • اکتبر 2004  
  • نوامبر 2004  
  • دسامبر 2004  
  • ژانویهٔ 2005  
  • فوریهٔ 2005  
  • مارس 2005  
  • آوریل 2005  
  • مهٔ 2005  
  • ژوئیهٔ 2005  
  • اوت 2005  
  • سپتامبر 2005  
  • اکتبر 2005  
  • نوامبر 2005  
  • دسامبر 2005  
  • فوریهٔ 2006  
  • مارس 2006  
  • مهٔ 2006  
  • ژوئیهٔ 2006  
  • سپتامبر 2006  
  • نوامبر 2006  
  • دسامبر 2006  
  • ژانویهٔ 2007  
  • فوریهٔ 2007  
  • مارس 2007  
  • آوریل 2007  
  • مهٔ 2007  
  • سپتامبر 2007  
  • اکتبر 2007  
  • فوریهٔ 2008  
  • مهٔ 2008  
  • ژوئیهٔ 2008  
  • اوت 2008  
  • نوامبر 2008  
  • فوریهٔ 2009  
  • مارس 2009  
  • مهٔ 2009  
  • سپتامبر 2010  
  • آوریل 2011  
  • آوریل 2012  
  • ژوئیهٔ 2013  
  • مهٔ 2014  
  • نوامبر 2014  
  • دسامبر 2014  
  • فوریهٔ 2015  
  • مارس 2015  
  • ژوئیهٔ 2015  
  • اوت 2015  
  • نوامبر 2015  
  • دسامبر 2015  
  • فوریهٔ 2016  
  • اوت 2016  
  • فوریهٔ 2017  
  • مهٔ 2017  
  • اکتبر 2017  
  • نوامبر 2017  
  • اوت 2018  
  • ژوئن 2019  
  • نوامبر 2019  
  •