13 January, 2006


همجنسگرا (Homosexual ) به زنان یا مردانی گفته می شود که تمایل جنسی آنان در حد بالایی به سوی همجنس خود متوجه باشد. ۳ تا ۵ ٪ از مردان، و ۲ تا ۳ ٪ زنان تنها تمايل جنسی به همجنس خود دارند و بین اینان و افراد دگرجنس گرا ( Heterosexual) ، گروه بزرگتری از مردم (بزرگتر نسبت به تعداد همجنسگرایان _ شبنم) ، تمایل جنسی به هر دو جنس را دارند( Bisexual) .

از زمان وجود انسان، همجنسگرايی نیز در بين انسانها وجود داشته است. در طول تاریخ ، همجنسگرایی در بین فرهنگها و جوامع مختلف، اشکال و گسترش متفاوتی داشته است. در حالیکه در یونان آنتیک، عشق زنان و مردان به همجنس خود، بالاترین شکل ابراز عشق محسوب می شده ، در دورانهای دیگری مانند قرون وسطی یا عصر جدید، به عنوان عملی گناه آمیز و حتی پرورز ( pervers) شناخته می شده است. در دنیای جانوران نیز همجنسگرایی وجود دارد، به عنوان مثال بین دلفینها، میمونها، یا فلامینگوها، و به این دلیل همجنسگرایی فرمی طبیعی از رابطه جنسی نیز محسوب می شود. اینکه چرا همجنسگرایی با وجود اینکه به تولید مثل منجر نمی شود، در طبیعت به عنوان پدیده ای ثابت وجود دارد، سوالی است که دانشمندان از زمانهای دور به دنبال پاسخی برای آن هستند و به بعضی کشفیات نیز دست یافته اند.

اینکه یک میل جنسی خاص چطور به وجود می آید، هنوز کاملا مشخص نشده است. تا به حال دانشمندان از فاکتورهای مختلفی نام برده اند، از جمله دلیلهای ژنتیکی ، شرایط دوران بارداری، تجربیات دوران کودکی یا عوامل هورمونی. بسیاری از دانشمندان عقیده دارند که تمایل جنسی هر انسان در دوران کودکی و حداکثر تا زمان بلوغ کاملا شکل گرفته است ( بنابر این وابسته به تجربیات جنسی نیست_شبنم) و به دخالت پیچیده عوامل مختلف بیولوژیکی، روانی و اجتماعی وابسته است. آنچه مسلم است این است که همجنسگرایی موضوعی تربیتی نیست. همجنسگرایی در دنیای حیوانات نیز دیده می شود، و کسی به این فکر نمی افتد که در آنجا به دنبال دلایل تربیتی برای وجود این تمایل جنسی بگردد. در هر انساني نطفه تمايل جنسی به همجنس قرار دارد، فانتزیهای رابطه با همجنس و چنین تجربیاتی در دوران کودکی و نوجوانی در روند تکامل جنسی هر کسی کاملا طبیعی است، اما تنها در بعضی افراد اين تمايل با گذشت زمان تکامل یافته و شکل کامل خود را پيدا می کند.

آيا همجنسگرايی يک بيماری يا اختلال روانی است؟

روانشناسان، روانکاوان، و دیگر متخصصين امور سلامت روانی در اين موضوع هم عقيده هستند که همجنسگرايی نه یک بيماری و نه يک اختلال روانی است. تحقيقات نشان می دهند که همجنسگرايی به خودی خود موجب به وجود آمدن مشکلات احساسی و اجتماعی نمی شود. در گذشته، تحقيق در مورد این موضوع تنها بر روی همجنسگرايانی انجام می گرفت که تحت روانکاوی يا روان درمانی قرار داشتند، و دانشمندان در نتيجه گيريهای خود دچار این اشتباه و زود داوری شدند که همجنسگرايی بايد نوعی اختلال روانی باشد. اما از زمانی که همجنسگرايانی که تحت درمان قرار نداشتند نيز مورد پرسش و تحقيق قرار گرفتند، مشخص شد که همجنسگرايی بيماری نيست و نمي تواند و نباید مورد درمان قرار بگيرد. در سال ۱۹۷۳انجمن روانپزشکان آمريکا (American Psychiatric Association) در پی نتايج تحقيقات جديدتر، همجنسگرايی را از ليست رسمی بيماران روانی برداشت. به دنبال آن، انجمن روانشناسان آمريکا (American Psychological Association) در سال ۱۹۷۵ از اين حرکت حمايت کرد، و بالاخره در سال ۱۹۹۲ آخرين و مهمترين سازمان سلامت جهانی ( "World Health Organisation" يا WHO ) نيز همجنسگرايی را از ليست بيماريهای روانی حذف کرد.

آيا می توان (مثلا به وسيله روان درمانی) تمايل جنسی يک شخص را تغيير داد؟

نه. با وجود اینکه همجنسگرایی بیماری روانی نیست و هیچ دلیل علمی برای تغییر "جهت" این تمایل جنسی وجود ندارد، ولی باز پیش می آید که اشخاصی سعی در تغییر این تمایل جنسی در خود یا اطرافیان (مثلا در فرزندان) خود دارند. حتی کسانی وجود دارند که از موفقیت خود در تغییر این میل جنسی در بعضی از مراجعین خود گزارش می دهند. اما در یک نگاه دقیقتر، این گزارشها در درستی خود شک بر انگیز هستند: معمولا چنین گزارشهایی نه از سوی روانشناسان و روانکاوان، بلکه از سوی سازمانهایی منتشر می شوند که به خاطر جهان بینی خاص خود، قصد این تغییر جهت در مراجعین خود را دارند، روند "درمان" و نتیجه آن به درستی ثبت نشده است و دوره زمانی برای کنترل این "درمانهای موفق" بسیار کوتاه است. در سال ۱۹۹۰ انجمن روانشناسی آمریکا اعلام کرد که هیچ اثبات علمی بر امکان تغییر تمایل جنسی توسط روان درمانی وجود ندارد و چنین "درمانی"، بیشتر از اینکه مفید باشد، زیان آور است. تغییر تمایل جنسی یک شخص، تنها به معنای تغییر رفتار جنسی او نیست، بلکه تمام دنیای احساسی او ، تصویری که او از خود در نظر دارد و می شناسد، و هویت اجتماعی او نیز به همراه آن دچار تحول می شود. اینجا حتی این سوال پیش می آید که آیا این عملی اخلاقی است که چیزی که جنبه بیماری ندارد و هویت شخصی یک انسان را تا این حد تحت تاثیر قرار می دهد، تحت "درمان" قرار بگیرد؟ همجنسگرایانی که به روانشناسان مراجعه می کنند، الزاما برای تغییر میل جنسی خود این کار را نمی کنند، بلکه مانند دیگران در مسائل مختلف به دنبال کمک هستند. و بعضی هم احتیاج به همیاری برای اظهار این تمایل خود (coming out) یا رو به رو شدن با تبعیضات اجتماعی دارند .

البته بعضی از اشخاص تحت شرایط خاصی (مانند زندان) تجربه های نزدیکی با همجنس را دارند، یا به دلایل مختلفی (مثلا ترس از نزدیکی با جنس مخالف) شریک جنسی همجنس انتخاب می کنند، بدون اینکه به معنای واقعی همجنسگرا باشند و تمایل احساسی و روحی به همجنس خود داشته باشند ( Pseudo-Homosexual ) ، در بیشتر موارد این تمایل موقتی با تغییر شرایط و امکان برقراری رابطه جنسی با جنس مخالف، عوض می شود.

ارتباط همجنسگرایی و زندگی اجتماعی

بسیاری از دگر جنسگرایان، در مورد شکل ارتباط بین همجنسگرایان دچار پیش داوری هستند. همجنسگرایان می توانند مانند دیگران ارتباطهای طولانی مدت و پایدار داشته باشند. همینطور شکل ارتباط جنسی آنان، کاملا قابل مقایسه با ارتباط دو نفر از جنس مخالف است، و بخشی از آن ، نمایشگر احساس قلبی آنان به یکدیگر و نوازش است. این تصور که همجنسگرایان مرد همیشه ارتباط جنسی آنال دارند، تصوری اشتباه است. همجنسگرایان می توانند مانند دیگران والدین خوبی باشند. تحقیقات انجام گرفته بر روی فرزندان پرورش یافته در خانواده های همجنسگرا و مقایسه آنان با فرزندان خانواده های دگرجنسگرا نشان می دهد که بین آنها هیچ تفاوتی از نظر رشد فکری، سلامت روانی و رفتار اجتماعی، ارتباط با کودکان دیگر، و شکل گیری هویت و رفتار جنسی آنها وجود ندارد. همینطور این تصور که مردان همجنسگرا، تمایل بیشتری به نزدیکی جنسی با کودکان یا تجاوز به آنها را دارند، کاملا اشتباه است و هیچ پایه علمی ندارد.

همجنسگرایان در جامعه در اقلیت قرار دارند و تا به امروز تحت شرایط سخت اجتماعی و پیشداوریهای غلط هستند. بسیاری از آنان تمایل جنسی خود را آشکار نمی کنند، چون ترس از تحمل تبعیض، تحقیر و ترد شدن از سوی اطرافیان و خانواده خود را دارند. دختری ( "دختر" در متن آمده است، ولی به نظر من این توصیفات در مورد دختران و پسران به یک شکل صادق است_ شبنم) که زمانی حس می کند به سوی همجنسان خود جلب می شود،همزمان در می یابد که این احساس او با نرم محیط هماهنگ نيست، ابرازات دیگران و جوکهای تحقير کننده درباره همجنسگرايي، باعث می شود که اين احساس "اشتباه و بد بودن" در او تشديد پيدا کند. کم کم خود را کنار می کشد و به دور خود ديوار محافظی می سازد. با والدين يا همکلاسیهای خود نمی تواند در اين باره صحبت کند چون بارها شنيده است که نظر آنان در مورد همجنسگرايی چيست و کم کم منزوی و گوشه گیر می شود. همجنسگرایی به شکل یک بیماری دیده می شود که می توان آنرا درمان کرد به این شرط که دلیل آن مشخص شود. عشق بین دو زن (یا دو مرد_شبنم) به نظر ما غریب می آید، چیزی که ما فکر می کنیم نمی توانیم بپذیریم، چون آنرا نرمال و طبیعی نمی دانیم. در تصور ما یک زن، به یک مرد تعلق دارد، و همجنسگرایی طبق آن یک گناه و جایز مجازات است. تنها می توان امیدوار بود که این تصور قدیمی که به ما مدتهای زیادی تزریق شده است، با گذشت زمان تغییر پیدا کند و ما یاد بگیریم با همجنسگرایان در تمام جنبه های زندگی مانند دیگران رفتار کنیم و حق آنها را برای برقراری ارتباط جنسی و عاطفی بر طبق ماهیت خود به رسمیت بشناسیم.

منابع: ۱ ۲ ۳ ۴

لینکهای مرتبط:

مصاحبه با يك همجنسگراي ايراني

درباره همجنسگرایی- درکها و برداشتها

وقتی کسی را به جرم لواط می گیرند، اعتراف هم می گیرند (از وبلاگ سیبیل طلا )

وبلاگ خيلی جالب همواروتيسم

آیا همجنسگرایی بیماری روانی است؟

گرایش جنسی ۱ و ۲ (از پانته آی گلخونه گل)

تفاوت هم‌جنس‌گرا با هم‌جنس‌باز و بچه باز در چيست؟

سازمان همجنسگرایان ایرانی

پ.ن.:

_ آقا پینگی جان، زحمت پینگش هم خودت بکش، دستت درد نکنه ؛)))

_ فراخوان گزارشگران بدون مرز برای دفاع از آزادی بيان: گزارشگران بدون مرز، شش پيشنهاد مشخص برای تصمين رعايت آزادی بيان در اينترنت، به شرکت های بزرگ بخش اينترنت که با کشورهای سرکوبگر آزادی بيان همکاری اقتصادی دارند، ارائه کرده است. اين پيشنهادات به قصد مقابله با کنترل نامه ها، فيلترگذاری و سانسور سايت ها ارائه شده است.

گزارشگران بدون مرز از همه ی کاربران می خواهد در اين کارزار مهم برای مبارزه با سانسور، به هر طريق که می توانند، با امضا کردن و تشويق به امضا و حمايت از طومار، انتشار خبر آن، دادن پيوند به صفحه سايت برای امضا و .. همياری و از آن حمايت کنند....برای حمايت از اپن خواست ها طومار گزارشکران بدون مرز را امضا کنيد.


 
Home
Email
 
 
 

ای لحظه، بمان!

حیوون سكسی و دغدغه مسئولیت!

هنر دعوا کردن (۲)

هنر دعوا کردن(۱)

کافکای عاشق پیشه

اخلاق(۲)

اخلاق (۱)

روابط موازی(۲)

روابط موازی(۱)

کمی هم از مردان بشنویم!

اسطوره خون آشامها

آیا پول خوشبختی می آورد؟

فیلسوفهای کوچک، سوالهای بزرگ

به ایدز شانس ندهیم

سکسوالیته ( ۵): اولین بار-قسمت اول

تاپ سیکرت(۲)

و همین لباس زیباست نشان آدمیت؟

تاپ سیکرت(۱)

طنز

آزمایش میلگرام…

سکسواليته (۴ ) : همجنسگرايی

خوشبختی دوستی واقعی

خودکشی

هنر بزرگ شدن

سکسواليته (۳) : زنان و خود ارضايی

وقتی عشق سردتر مي شود

قدرت اکثريت

هنر، برای خواستگاری

سکسواليته(۲) : پدوفيلی

شهادت طلبی از ديد روانشناسی

وبلاگ: هر نفر يک ناشر؟

شستشوی مغزی (۲)

شستشوی مغزی (۱)

وحشت زده

قویترین میل جهان

سکسواليته (۱)

دختران از بازيهای "پسرانه" نفع می برند

شانس

رويا(۲)

رويا(۱)

چند کلمه حرف حسابی!(۲)

والدين همجنسگرا

دخترهای حرف گوش کن، پسرهای شرور

چند کلمه حرف حسابی!(۱)

دروغ(۲)

دروغ(۱)

…انتقام

زیبایی(۳)

زیبایی(۲)

زیبایی(۱)

 
Enter your Email


Preview | Powered by FeedBlitz